آزمون فرهنگ سازمانی نگاین

لطفا با دقت به سوالات زیر پاسخ دهید
۱.یک هدف و جهت بلندمدت وجود دارد.
۲.یک رسالت روشن وجود دارد که به کار ما معنا و جهت می دهد.
۳. یک استراتژی روشن برای آینده وجود دارد.
۴.مسیر استراتژیک ما برای من روشن است.
۵. رهبران اهداف بلندپروازانه، اما واقع بینانه تعیین می کنند.
۶. رهبری در مورد اهدافی که ما می‌خواهیم به آنها برسیم، «به ثبت رسیده‌اند».
۷.ما به طور مداوم پیشرفت خود را در برابر اهداف اعلام شده خود دنبال می کنیم.
۸. مردم درک می کنند که برای موفقیت ما در بلندمدت چه باید کرد.
۹.ما یک چشم انداز مشترک از اینکه سازمان در آینده چگونه خواهد بود داریم.
۱۰. رهبران دیدگاه بلندمدتی دارند.
۱۱. تفکر کوتاه مدت به ندرت چشم انداز بلند مدت ما را به خطر می اندازد.
۱۲. چشم انداز ما برای کارکنانمان هیجان و انگیزه ایجاد می کند.
۱۳.اکثر کارمندان به شدت در کار خود مشارکت دارند.
۱۴. تصمیمات معمولاً در سطحی اتخاذ می شوند که بهترین اطلاعات در دسترس باشد.
۱۵. اطلاعات به طور گسترده ای به اشتراک گذاشته می شود تا هرکس بتواند اطلاعات مورد نیاز خود را در صورت نیاز به دست آورد.
۱۶. برنامه ریزی کسب و کار در حال انجام است و همه را تا حدودی در این فرآیند درگیر می کند.
۱۷. همکاری در بخش های مختلف سازمان به طور فعال تشویق می شود.
۱۸.مردم طوری کار می کنند که انگار بخشی از تیم هستند.
۱۹. کار تیمی برای انجام کار به جای سلسله مراتب استفاده می شود
۲۰.کار به گونه ای سازماندهی می شود که هر فرد بتواند رابطه بین شغل خود و اهداف سازمان را ببیند.
۲۱. اختیار تفویض می شود تا مردم بتوانند خودشان عمل کنند.
۲۲. سرمایه گذاری مستمر بر روی مهارت های کارکنان وجود دارد.
۲۳. توانایی های افراد به عنوان منبع مهم مزیت رقابتی تلقی می شود.
۲۴.مشکلات به ندرت بوجود می آیند زیرا ما مهارت های لازم برای انجام کار را داریم.
۲۵.رهبران و مدیران "آنچه را که موعظه می کنند تمرین می کنند."
۲۶.یک سبک مدیریتی مشخص و مجموعه ای متمایز از شیوه های مدیریت وجود دارد.
۲۷.مجموعه ای واضح و ثابت از ارزش ها وجود دارد که بر نحوه انجام تجارت ما حاکم است.
۲۸.یک کد اخلاقی وجود دارد که رفتار ما را هدایت می‌کند و درست و غلط را به ما می‌گوید.
۲۹.هنگامی که اختلاف نظر رخ می دهد، ما سخت کار می کنیم تا به راه حل های "برد-برد" برسیم.
۳۰.دستیابی به اجماع، حتی در مورد مسائل دشوار، آسان است.
۳۱.ما به ندرت در رسیدن به توافق در مورد مسائل کلیدی مشکل داریم.
۳۲.توافق روشنی در مورد راه درست و راه غلط برای انجام کارها وجود دارد.
۳۳.رویکرد ما برای انجام تجارت بسیار سازگار و قابل پیش بینی است.
۳۴.افراد از بخش های مختلف سازمان دیدگاه مشترکی دارند.
۳۵.کار با فردی از بخش دیگری از این سازمان مانند کار با فردی از یک سازمان دیگر نیست.
۳۶.هم ترازی خوبی از اهداف در سطوح وجود دارد.
۳۷. روش انجام کارها بسیار منعطف است و به راحتی قابل تغییر است.
۳۸.ما به خوبی به رقبا و سایر تغییرات در محیط کسب و کار پاسخ می دهیم.
۳۹.روش‌های جدید و بهبودیافته برای انجام کار به طور مستمر اتخاذ می‌شوند.
۴۰.تلاش برای ایجاد تغییر به ندرت با مقاومت روبرو می شود.
۴۱.نظرات و توصیه های مشتری اغلب منجر به تغییرات می شود.
۴۲.ورودی مشتری مستقیماً بر تصمیمات ما تأثیر می گذارد.
۴۳.منافع مشتری به ندرت در تصمیم گیری های ما نادیده گرفته می شود.
۴۴.ما تماس مستقیم با مشتریان را توسط افراد خود تشویق می کنیم.
۴۵.ما شکست را فرصتی برای یادگیری و بهبود می بینیم.
۴۶.نوآوری و ریسک پذیری تشویق و پاداش می شود.
۴۷.یادگیری یک هدف مهم در کار روزمره ما است.
۴۸.ما مطمئن می شویم که "دست راست می داند که دست چپ چه می کند."
۴۹.برنامه کاری منعطف و فرصت های کار از راه دور به ما ارائه می شود.
۵۰.فضای برادری و دوستی وجود دارد.
۵۱.ما به شدت با اثربخشی کار در شرکت انگیزه داریم.
۵۲.اثربخشی و عملکرد پروژه به هم مرتبط هستند.
۵۳.ما احساس می کنیم که کارهای خوب انجام شده توسط مافوق به رسمیت شناخته شده و قدردانی می شود.
۵۴.بین عملکرد شغلی و پاداش در شرکت رابطه تنگاتنگی وجود دارد.